مقایسه سیکل برودتی جذبی با سیکل تراکمی
مبرد فشار بالا و داغ کمپرسور را ترک می کند و وارد کندانسور می گردد، جایی که گرمای مبرد به محیط منتقل می گردد تا مبرد به شکل مایع درآید. این مایع مبرد سپس به اکسپنشن والو جریان می یابد که باعث افت فشار مبرد در هنگام ورود به اواپراتور می شود. نتیجه این مبرد کم فشار، جوشش مبرد(یا حباب زایی) است و تولید سرما تا دمای دلخواه است. سپس بخار مبرد سیکل را دوباره طی می کند تا سیکل دوباره تکرار گردد.
همانند چیلر تراکمی، مبرد در سیکل جذبی از کندانسور، اواپراتور و اکسپنشن والو(با تغییراتی و مشابه مفاهیم تراکمی) استفاده می کند. هرچند سیکل جذبی از مبرد متفاوتی و روش متفاوتی جهت فشرده کردن مبرد استفاده می کند.
در سیکل جذبی کمپرسور با ژنراتور و یک ابزوربر جایگزین شده است. مبرد به شکل خنک، فشار کم، و مخلوط مایع و حباب بخار وارد اواپراتور می شود. گرما از آب گرم به مبرد منتقل می شود و نتیجه آن جوشش مبرد و بخار شدن آن است. با استفاده از یک مقایسه می توان عنوان کرد ابزوربر کار قسمت ساکشن کمپرسور را انجام می دهد و مبرد را جهت جذب شدن با جاذب ترغیب می کند.پمپ عملی مشابه فشرده کردن را انجام می دهد و مخلوط مبرد و جاذب را به قسمت فشار بالای چیلر پمپ می کند. ژنراتور عملی مشابه دیسچارج کمپرسور را انجام می دهد و بخار مبرد را به ادامه سیستم تحویل می دهد.
بخار مبرد ژنراتور را ترک و وارد کندانسور می شود جایی که گرما به آب برج خنک کننده منتقل می شود و نتیجه آن کندانس شدن مبرد از بخار به حالت مایع است. این مایع مبرد سپس به سمت اواپراتور حرکت می کند تا سیکل را دوباره تکرار کند.
تشابه بین کمپرس کردن گاز و سیکل ابزوربر
سیکل چیلر جذبی مشابه سیکل تراکمی است که:
- در هر دو سیکل مبرد در چیلر می چرخد تا گرما را از یک سیال به سیال دیگر انتقال دهد.
- هر دو سیکل شامل یک وسیله افزایش فشار مبرد هستند و یک اکسپنشن تا اختلاف فشار باقی بماند.
- مبرد در فشار و دمای بالا کندانس(میعان) پیدا می کند و گرمای خود را از دست می دهد.
- مبرد در فشار و دمای پایین تبدیل به بخار می شود و گرما را از آب دریافت می کند تا آب ساختمان خنک شود.
تفاوت های بین چیلرهای جذبی و تراکمی:
- چیلرهای جذبی از انرژی گرمایی به عنوان کارکرد سیکل جذبی استفاده می کنند.
- در سیکل جذبی از پمپ استفاده می شود و نه کمپرسور که باعث افزایش فشار بین اواپراتور و کندانسور می شود. پمپ کردن یک مایع بسیار ساده تر کمپرس(فشرده) کردن یک گاز است و بنابراین اجزای مکانیکی کمتری کار می کنند. هرچند انرژی گرمایی زیادی در ژنراتور وارد می شود، سیستم جذبی انرزی مکانیکی کمپرسور وارده به سیکل را با انرژی وارده به ژنراتور عوض کرده است.
- مبرد سیکل جذبی آسیبی به محیط زیست و لایه اوزون وارد نمی کند(برای مثال درچیلرهای لیتیوم برومایدی از آب به عنوان مبرد استفاده می کنند) اما در سیکل تراکمی از هالوکربن به عنوان مبرد استفاده می کنند( از قبیل HCFC-123, HCFC-22, HFC-134a).
- در مقایسه با چیلرهای تراکمی، سیستم های جذبی از اجزای گردنده کمی تشکیل شده و صدا و لرزش کمتری دارند.
- در مقایسه با چیلرهای تراکمی، سیستم های جذبی حساسیتی نسبت به تغییرات بار و سوپرهیت(مافوق داغ) اواپراتور ندارند.
- در مقایسه با چیلرهای تراکمی، سیستم های جذبی ضریب عملکرد پایینی دارند(COP= گرمای وارد شده/بار چیلر). هرچند چیلرهای جذبی توانایی کاهش هزینه ها را دارند زیرا قابلیت کارکرد با انرژِ گرمایی هدر رفته در پروسه های صنعتی را دارا هستند. COP چیلر جذبی به تغییرات بار حساس نیست و در بارهای کم تغییر نمی کند.
بر اساس قوانین ترمودینامیک چیلرهای تراکمی را می توانیم پمپ حرارتی بنامیم، چیلر تراکمی با استفاده از نیروی مکانیکی کار می کند تا بتواند گرما را از یک نقطه گرمتر به نقطه دیگری انتقال دهد. چیلر جذبی را می توان موتور گرمایی نامید(گرما را از قسمت دمای بالا جذب می کند و به قسمت دما پایین می دهد).